تاریخچه نفت در ایران

جهت مطالعه تاریخچه نفت در ایران می بایست به سالهای دور و زمان هخامنشیان باز گردیم. در دوره هخامنشیان نفت برای روشنایی و موارد طبی استفاده می شده است. در کیش ایرانیان باستان، آتش مقدس بوده و ایزد نگهبان آتش را آذر نامیده اند و چشمه های گاز طبیعی را که در اثر آذرخش و یا هر علت دیگر آتش می گرفتند، آتش جاودان می دانستند و بر گرد آنها آتشکده ها را بنا می کرده اند. از آن جمله می توان به آتشکده آذرنوش در بلخ، آذر برزین مهر در ریوند خراسان، آذر گشسب در شیز یا تخت سلیمان کنونی آذربایجان و یا آذر فرنبع در کاریان واقع در جنوب شهرستان جهرم و یا اماکنی در آران و مسجد سلیمان و … اشاره کرد.

اسناد زیادی در جای جای ایران از کاربرد مستقیم نفت در درمان دردهای روماتوئیدی و آرتریت به دست آمده است. طبق بررسی های انجام شده، استعمال خارجی نفت برای بهبود عضوی که دچار آسیب شده، نمونه ای است که هم اکنون نیز در بین پزشکان سنتی در مناطق دارای چشمه های خودجوش نفت کاربرد دارد که به احتمال قوی این سنت، دارای ریشه های باستانی است. در کتاب ابن سینا نیز به قدمت و خواص موادی همچون پارافین و وازلین برای رفع بسیاری از بیماری ها و خواص نفت و قیر در ساخت مرهم براى معالجه زخم ها و مداواى بیماری های پوستى و عفونى اشاره شده است. اگرچه آثار کشف شده از کاربرد نفت و مشتقات آن، به دلیل خاص بودن موضوع بسیار محدود است، اما با مراجعه به نوشته ها و اسناد پزشکان، تاریخ نگاران و دانشمندان متاخر، اسنادی به دست می آید که در آن اشاره های مستقیمی به استفاده از نفت از سوی پزشکان ایران باستان شده است.

در شاهنامه، قدیمی ترین منظومه حماسی ایران، به کرات لغت نفت به کار برده شده است؛ از جمله این بیت:

به اسب و به نفت آتش اندر زدند      همه هندیان دست بر سر زدند

در مثنوی، معتبرترین اثر عرفانی ایران نیز از واژه نفت در چند مورد استفاده شده است؛ از جمله این بیت:

از هلیله قبض شد، اطلاق رفت      آب آتش را مدد شد همچو نفت

در سال ۱۲۶۴ میلادی، مارکوپلو در گزارش دیدار خود از شهر ایرانی باکو در سواحل دریای خزر که هم اکنون در کشور آذربایجان واقع گردیده، مشاهده نموده که نفت تراوش شده از سوراخهای طبیعی جمع‌آوری می‌گردیده است. وی در سفرنامه اش می نویسد: در سرحد ارمنستان و گرجستان، چشمه ای نفتی موجود است که مقادیر زیادی نفت از آن به دست می آید و صد کشتی می تواند از آن بارگیری کند. این روغن برای خوراک مناسب نیست، ولی برای روشنایی مصرف می شود و شترهایی که به امراض جلدی مبتلا هستند، با نفت معالجه می شوند.

از نظر باستان شناسان، تمام این مستندات تاریخی نشان می دهد که ایرانیان نه به یکباره، که طی هزاران سال از کاربرد نفت و مشتقات آن آگاه بودند و در درمان امراض خود از آن سود می جستند و به گواه تاریخ می توان پشتوانه بحث نفت پزشکی ایران را به ۶ تا ۸ هزار سال پیش نسبت داد.

نخستین تلاشها برای استخراج نفت در ایران به سال ۱۸۷۲ میلادی (۱۲۵۱ خورشیدی) در دربار ناصرالدین شاه قاجار و با واگذاری امتیاز رویتر به یکی از اتباع انگلیسی به نام پاول جولیوس رویتر باز می گردد. به موجب این امتیاز، حق اکتشاف و استخراج کلیه معادن ایران از جمله نفت به وی اعطا شد ولی به علت عدم موفقیت در اکتشاف نفت و مخالفتهای داخلی و خارجی، این امتیاز لغو گردید.

اگرچه کشور ایران قرنهای متمادی، تحت آماج و حملات دشمنان سرسختی همچون رومیها، یونانیها، مغولها و … بوده، اما با نگاهی اجمالی به تاریخ این مرز و بوم، پایان قرن ۱۹ و آغاز قرن ۲۰ را یکی از بحرانی ترین سالهای تاریخ ایران می توان دانسـت. در این دوران، فشـار روسها و انگلیـسیها بر سر چپـاول هرچه بیشتر کشـورمان از یک طرف و بی کفایتی شاهان قاجار از طرف دیگر باعث شد تا امتیازهای فراوانی به این دو دشمن تاریخی ایران واگذار شود و در همین اوضاع آشفته کشور، انگلیسی ها که همیشه منتظر ترفندی بودند تا رقیب روس خود را از میدان به در کنند، با طرح نفتی دارسی موافقت کردند.

در سال ۱۹۰۱ میلادی، مظفرالدین شاه، قرارداد تاریخی دیگری را به امضا رساند که براساس آن، ۲۰ هزار پوند پول نقد به او پرداخت می شد و سهامی به ارزش ۲۰ هزار پوند دیگر نیز در اختیار وی قرار می گرفت. به موجب این قرارداد، اجازه اکتشاف و استخراج نفت، تصفیه و حمل و نقل و فروش آن و همچنین احداث خط لوله در تمام خاک ایران (به غیر از ایالات شمالی)، به مدت ۶۰ سال به یکی از اتباع انگلستان به نام ویلیام ناکس دارسی واگذار شد. دارسی نه سازمانی داشت و نه شرکتی. فقط یک منشی داشت که مکاتبات بازرگانی وی را انجام می داد. او برای هماهنگ سازی و اداره عملیات در ایران جرج رینولدز را که یک مهندس حفاری بود، استخدام کرد.

نخستین محلی که برای اکتشاف انتخاب شد چیاسرخ (کوه سرخ) بود. این محل، دشت مرتفعی بود در غرب ایران (توابع شهرستان قصر شیرین) که بعدها مرز ایران و عراق شد. این محل، به بغداد نزدیکتر بود تا تهران و حدود ۴۵۰ کیلومتر با خلیج فارس فاصله داشت. کارهای پیش رو، دلسردکننده بود. هر قطعه ای از تجهیزات باید به بصره در کنار خلیج فارس حمل می شد و در آنجا دوباره در کشـتی قرار می گرفت و ۴۵۰ کیلومتر طول رودخـانه دجله را می پیمود تا به بغداد برسد و آنگاه با قاطر، در دشت بین النهرین و از میان کوهستانها حمل شود.

به محض آن که قطعات و دستگاههای حفاری رسیدند، رینولدز و گروه حفار وی، که آمیزه ای از ملیتهای لهستانی، کانادایی و آذریهای باکو بودند، کوشیدند تا ماشینها را سوار کرده و هر طور شده آنها را آماده کار کنند. خود دارسی در لندن از پیشرفت کند کار نگران بود. اما تاخیر، رسم آن روزگار بود و کار حفاری یک سال و نیم بعد، یعنی در پایان سال ۱۹۰۲ آغاز شد. وسایل به طور مرتب از کار می افتادند، تامین مواد غذایی و قطعات مورد لزوم، مشکل همیشگی و شرایط کار طاقت فرسـا بود. گرمـای جهنمـی به ۵۰ درجه سانتیگـراد می رسیـد ولی کار حتـی تحت چنین شرایطی هم نمی خوابید. یک سال بعد، نخستین نشانه های نفت آشکار شد؛ اما دارسی بلافاصله متوجه شد که خود را درگیر کاری کرده که به مراتب از آنچه قبلا تصور می کرد، دشوارتر و پرهزینه تر بود.

در اوایل سال ۱۹۰۴ میلادی، چاه دوم چیاسرخ به بهره برداری رسید. دارسی بسیار خوشحال شد، اما عمر این خوشحالی کوتاه بود، چون وضع بدتری پیش آمد و نفت چیاسرخ، یکباره به صورت قطره قطره از چاه بیرون آمد. از ایران تلگرافی به دارسی زده شد که حاوی این پیـام بود: تـولید باید متـوقف شود. تولید چاهها، هرگز هـزینه های مربوط را تامین نمی کرد و این امر بیانگر آن بود که دارسی تمام سرمایه و وقت خود را برای یافتن طلای سیاه در چیاسرخ هدر داده است؛ چیزی که کمتر از ۳ سال پس از اعطای امتیاز، فعالیتهای نفتی وی را در ایران، در آستانه فروپاشی قرار داد.

در این زمان دارسی متوجه شد که ریسک این کار با کار در معدن طلا یا مسابقات اسب دوانی تفاوت زیادی دارد و هزینه ها، بالاتر از پیش بینی انجام شده است. بنابراین دو راه پیش رو داشت: صرف نظر از این امتیاز بزرگ یا جست و جو برای جلب حمایت مالی. دارسی راه دوم را برگزید و از نیروی دریایی بریتانیا، اعطای وام را مشروط به امضای قرارداد برای تامین سوخت مورد نیاز این نیرو پذیرفت.

دارسی در سال ۱۹۰۵ میلادی پس از احداث شرکت جدید خود، حفاری را در حوالی رامهرمز شروع کرد که دو حلقه چاه به عمق های ۶۶۱ و ۵۹۱ متر احداث شد اما این دو چاه به نفت دست نیافتند. نهایتا آنها منطقه نفتون در مسجد سلیمان را انتخاب کردند که در ۵ خرداد ۱۲۸۷ خورشیدی و پس از هفت سال تفحص به نتیجه رسید و در عمق ۳۶۰ متری، نفت با تولید روزانه ۲۳۰۰ بشکه استخراج گردید.

تاریخچه نفت در ایران
اولین چاه نفت تجاری ایران، مسجد سلیمان

پس از این دستیافت، حدود ۴۰ سال ایران درگیر امتیازات گوناگون بیگانگان بود تا این که در سال ۱۹۵۱ میلادی (۱۳۲۹ خورشیدی)، دکتر محمد مصدق، نخست وزیر وقت ایران، صنعت نفت ایران را ملی اعلام نمود و مرحله قانونی آن در ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ خورشیدی از تصویب مجلسین گذشت. به موجب این قانون، شرکت ملی نفت ایران تأسیس شد و وظایف مربوط به اکتشاف، استخراج، تصفیه و فروش نفت، گاز و مشتقات آن در سراسر خاک ایران و آبهای آن به این شرکت محول گردید.

توطئه های بین المللی و فشارهای بی وقفه آمریکا و انگلستان به شرکتهای نفتی، نه تنها منجر به برکناری دکتر مصدق گردید بلکه مجددا امتیاز بهره برداری نفت ایران به اشکال مختلف به شرکتهای چند ملیتی و کنسرسیومی واگذار گشت. نهایتا در مرداد ماه ۱۳۵۲ خورشیدی، طی توافق نامه ای، کنترل کامل و حاکمیت و مالکیت مطلق ایران بر این منبع خدادادی و تاسیسات مرتبط با آن مسجل گردید. در این سالها، سیاستهای اقتصادی دولتهای غربی که بر اوپک سایه انداخته بود به نحوی عمل می کرد که این سرمایه ملی به جای مصرف در مسیر منافع ایران، توسط شرکتهای خارجی به تاراج می رفت.

در اوایل دی ماه سال ۱۳۵۷ خورشیدی و به منظور به ثمر رسیدن انقلاب ایران، در حالی که میزان صادرات نفت ایران به حدود ۶ میلیون بشکه در روز رسیده بود، کلیه شیرهای مربوط به صدور نفت بسته شد. پس از گذشت ۷۰ روز از اعتصاب، در دوران دولت موقت انقلاب اسلامی و به دستور امام خمینی (ره)، در بزرگداشت دوازدهمین سالگرد درگذشت مرحوم دکتر مصدق، مجددا شیرهای نفتی ایران باز شد و در ۱۴ اسفند ۱۳۵۷، اولین کشتی ژاپنی با ظرفیت ۲۳۰ هزار تن، نفت خام آزاد ایران را از جزیره خارک به ژاپن منتقل گردانید.

برچسب ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ،

ارسال دیدگاه:

آدرس ایمیل شما نمایش داده نمی شود.